
چند وقت پیش یه مطلب در مورد اعتیاد و آمار اعتیاد در ایران خوندم ،حقیقتش شکه شده بودم ،آمار میگفت که 7 میلیون از جمعیت ایران حداقل یک بار تجربه ی استفاده از مواد مخدر رو داشتن و به این خاطر رتبه اول رو در بین کشورهای دیگه داریم .
اول واقعا جا خورده بودم و باورم نمی شد اما یه نگاهی به دور و بر خودم انداختم:
اولین تجربه من از دیدن مواد مخدر به دوران راهنمایی سال دوم بر میگرده،اون دوران یکی از دوستام که کمی هم جو گیر بود به واسته ی چند نفر تحت تاثیر قرار گرفت و به هشیش معتاد شد .حدودا بعد 15 سال الان با خبرم که زندونی و معتاد به کراک.
بعد از اون تجربه هر سال با انواع جدیدی از مواد و افراد برخورد میکردم .دوران دبیرستان بهترین دوست دوران زندگیم بطور کاملا ناباورانه به هشیش معتاد شد .خیلی سعی می کردم که ترکش بدم ،اما نهایتش این شد که وقتی با من بود حتی سیگارهم نمی کشید . به دلایلی 2 سال دوستم رو ندیدم ،در حال حاضر میدونم که مواد مخدری نیست که امتحان نکرده باشه .
دوران دانشجویی هم که دیگه قربونش برم ،هر پارتی دانشجویی که میرفتیم جمع کثیری از آینده سازان مملکت رو میدیدم که درحال استعمال نوعی از مواد مخدر بودند ،حتی برای نوع موادی که استفاده میکردند تبلیغ هم میکردند و در مورد حالات روحانی خود بعد از استفاده بحث های تخصصی راه می انداختندو در مورد فاصله ی خود تا جو زمین بحث ها داشتند.
با شیشه و کوکائین و اکستازی در این جلسات آشنا شدم ،جاتون خالی نباشه تو یکی از همین جلسات هم بوخوره شدم،چه حالی داشتم رو باید می بودید و می دیدید.دوران دانشجویی بالغ بر 100 نفر رو مشناسم که به جمع جو نوردان پیوستند.
امسال هم یه دو سه سالی بود که کمالات جدیدی رو کشف نکرده بودم و چشممان به انواع مواد نیافتاده بود ،تا 1 ماه پیش که مجید (دوستم) با من تماس گرفت و گفت که کارت دارم ،نیم ساعت بعد سر قرار مجید رو دیدیم که با دوست دخترش ندا به سمت من می آمدند ،ندا اصلا حالش خوب نبود و در حال غش بود که به من رسیدند
مجید گفت: به دادمان برس ندا داره می میره ،حول شده بودم و پرسیدم که چه اتفاقی افتاده ،بدون مقدمه گفت که ندا خماره و مواد احتیاج داره (لازم به ذکر که ندا یه دختر 23 ساله با وضعیت مالی متوسط فارغ تحصیل مهندسی کامپیوتر و به نظرمن از اون دخترای با کمالات و خونواده دار بود )باورم نمیشد که ندا معتاد باشه ،سه سال بود که می شناختمش
معتاد به کراک بود و تا اونجایی که میدونم از هشیش شروع کرده بود ،حالا داستانی که من سر آروم کردن مجید و ندا داشتم بماند.
تو این یک ماه هم انگاری طلسم این 3 سال شکسته شده و بریز آدمای معتاد دور و برم میبینم ،انگار که همه معتاد شدن یا من یه مقدار تیز تر نگاه میکنم .
حالاست که داره باورم میشه که آمار معتادین تو ایران بیشتر از 10 وبا 20 و 30 درصد باشه .به راستی چرااااا؟؟؟؟؟
پ ن:لازم به ذکر است که خدمتتان عارض باشم اینجانب این افتخار را دارم که در کل اوان زندگانی حتی یک بار دهان مبارکمان را به فیلتر سیگار نیز نیالوده ایم چه برسد به …..
پ ن :لازم به ذکر است که باز هم بگویم :همه دوستان اینجانب معتاد نمی باشند و جمع کثیری از ایشان دکتر ویا حتی مهندس هستند ،از جمله ی شما
پ ن : از اونجایی که متاسفانه یا خوشبختانه تجربه زیادی از برخورد با افراد معتاد داشتم میتونم به جرات بگم دلیل اصلی اینکه خیلی ار افراد معتاد میشن اینه که پیش خودشان فکر میکنند من معتاد نمی شوم ویا یک بار که صد بار نمی شه ویا اینکه ماده …که اعتیاد نداره /بیشتر کسانی که میشناختم اولین تجربه شان هشیش و علف و به اصطلاح موادی بوده که اعتیاد آور نبودن
پ ن :و باز هم با توجه به تجربم میگم من تا به حال کسی رو ندیدم که اعتیاداشته باشه و بتونه اعتیادش رو ترک کنه ،شاید بتونه موقتا ترک کنه اما همیشگی نیست
البته این حرف برای تضعیف روحیه ی کسایی که می خوان ترک کنن نیست ،من ندیدم اما مطمئنا خواستن توتنستن است
پ ن :اگه از لحاظ دستوری یا املایی موردی در متن وجود داره به تازه کاریمان ببخشید
کامل خوندم.
متاسفانه من هم دقیقآ تجربیاتی مثل شما داشتهام.
آدم هایی رو دیدم که محال بود فکر کنی این ممکنه روزی معتاد بشه ولی در عرض ۴-۵ ماه میبینی به کل نابود میشه. مرحله به مرحله!
ولی شد ، من دیدم بقیه هم دیدند !